تبلیغات
دفاع مقدس

دفاع مقدس
اگر امام تنها نماند اسلام هم پیروز خواهد شد،و ما اهل كوفه نیستیم كه امام را تنها بگذاریم (شهید آوینی)
قالب وبلاگ
بررسی سیره عملی امام خمینی(س)درمورد جنگ ایران و عراق،و اینکه ایشان در این زمینه چه دیدگاه و عملکری داشته اند،قبل از هر چیز مستلزم شناخت کامل این واقعه (جنگ)و ریشه های آن می باشد.
یعنی ابتدا باید نسبت به این جنگ و دلایل شروع آن،مراحل و مقاطع آن و وضعیت هر یک از طرفین در گیر در این مراحل،آگاهی داشته باشیم؛آن موقع به بررسی سیره نظری و عملی امام خمینی (س)در این زمینه بپردازیم؛زیرا به طور مسلم،دیدگاه و برخورد امام در این زمینه متاثر از شرایط حاکم بر جنگ بوده است. پس ، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از آغاز تا پایان را به اجمال مرور کرده و سپس به رفتارشناسی امام خمینی (س)درباره مقاطع حساس و سرنوشت ساز آن می پردازیم.
گذاری بر جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از آغاز تا پایان
1.سابقه تاریخی اختلافات ایران و عراق
اختلاف دو کشور ایران وعراق،به زمانهای قبل از تاسیس کشور عراق برمی گردد؛یعنی زمانی که عراق جزئی از خاک امپراتوری عثمانی بود،چالش و درگیری میان ایران و این امپراتوری وجود داشته و دو کشور بر سر اختلافات مرزی همواره مشغول درگیری و تنازع بودند.
به طور کلی در مورد تعدد درگیریها و عهد نامه های منعقد شده بین دو کشور،می توان گفت از سال 1555 م.که عهد نامه معروف آماسیه بین آنها به امضا رسید،تا سال 1975 م.که عهدنامه مرزی و حسن همجواری در الجزایر بین ایران و عراق منعقد شد- یعنی در طول حدود چهارصد سال – حدود بیست و پنج جنگ و بیست عهدنامه بین ایران و همسایه غربی آن،در مورد اختلافها و تعیین مرز بین دو کشور به امضا رسید؛(1)که این نشان دهنده تعداد برخوردها و منازعات بین این دو کشور می باشد.
چالش میان ایران و همسایه غربی او،پس از تجزیه امپراتوری عثمانی و تشکیل دولت عراق این بار با دولت عراق همچنان ادامه داشت تا اینکه اولین عهد نامه رسمی بین آنها در سال 1316 هجری شمسی (1937 م)بسته شد. (2)
اما پس از مدتی اختلافات و منازعات بین دو کشور دوباره شروع شد. تا اینکه بر اثر تلاشهای رهبر فقید الجزایر،هواری بومدین،عهدنامه مربوط به مرز دولتی و حسن همجواری،در خرداد 1354 بین دو کشور به امضا رسید و روابط دو کشور عادی شد؛(3)ولی حمله عراق به ایران در 31 شهریور 1359 دوباره دامنه تنازعات بین دو کشور را -این بار در سطحی وسیع- شدت بخشیده و جنگی هشت ساله را بین دو کشور آغاز نمود.
2- علل وعوامل شروع جنگ ایران و عراق
عوامل شروع حمله عراق به ایران را می توان به سه دسته عوامل داخلی ایران،عوامل داخلی عراق و عوامل بین المللی تقسیم کرد،که در زیر به بررسی هر یک از آنها می پردازیم:
الف)عوامل داخلی ایران
اوضاع و احوال ایران بعد از انقلاب در سه زمینه نظامی،اقتصادی و سیاسی مساعد نبود؛به گونه ای که مجموعه این شرایط،دشمنان انقلاب اسلامی را به این جمع بندی رسانده بود که از طریق یک جنگ همه جانبه علیه ایران،قادر خواهند بود تا آن را به زانو در آورده و ساقط نمایند یا حد اقل آن را به تعدیل در مواضع و اقداماتش مجبور سازند.
در زمینه نظامی،بنا به دلایل گوناگونی نظیر از هم پاشیدگی ارتش به جای مانده از رژیم گذشته ،قطع مراودات نظامی و تسلیحاتی با دیگر کشورها،نوپا بودن و عدم تجربه سپاه پاسداران در جنگ کلاسیک و... این ذهنیت در حکام بعثی عراق و حامیان منطقه ای و بین المللی شکل گرفت،که حمله نظامی به ایران با مقاومت نظامی چندانی مواجه نخواهد شد.
از نظر اقتصادی هم به دلیل تضعیف اقتصاد کشور بر اثر وقوع انقلاب،این تصور برای عراق و حامیانش به وجود آمد که ایران توان تحمل و تامین هزینه های یک جنگ همه جانبه را نخواهد داشت و بر اثر آن ،مجبور می شود بسرعت در مقابل خواسته های مهاجمین تمکین نماید.
از نظر سیاسی هم وضعیت کشور بعد از انقلاب ،بحرانی و متشنج بود.از یک طرف در داخل کشور بین گروههای مختلف و حتی سران نظام- بنی صدر و لیبرالها از یک طرف و نیروهای خط امام از طرف دیگر- توافق و همسویی وجود نداشت،و از طرف دیگر،در سطح بین المللی نیز رابطه ایران با کشورهایی چون آمریکا و شوروی و در پی آن کشورهای منطقه تیره بوده و در نتیجه ،ذهنیت ضعیف بودن ایران و ثمر بخش بودن حمله به آن ،در مخالفان انقلاب اسلامی ایجاد شد.(4)
ب)عوامل داخلی عراق
عامل دیگر آغاز جنگ ایران و عراق،به شرایط داخلی کشور عراق بر می گردد. به عبارتی عوامل مختلف ایدئولوژیکی،ناسیونالیستی و قومی،اجتماعی ،سیاسی،ارضی ،تاریخی ،حقوقی و شخصی در حمله عراق به ایران دارای نقش بوده اند.(5)یعنی ماهیت توسعه طلبانه حزب بعث و باورهای ناسیونالیستی آنها مبنی بر رهبری جهان عرب،مخالفت با انقلاب اسلامی و بازتابهای آن – که یکی از مهمترین آنها،نگرانی سران حزب بعث از وقوع جنبش شیعیان عراق متاثر از انقلاب اسلامی بود.-تلاش برای کسب ژاندارمی منطقه و ارتقای موقعیت سیاسی خود پس از سقوط شاه،به دست آوردن حاکمیت کامل بر اروندرود و خوزستان واسترداد جزایر سه گانه ،و در نهایت جاه طلبی و فرصت طلبی صدام،همگی دست به دست هم داده و زمینه حمله عراق به ایران را فراهم آوردند.
ج)عوامل بین المللی
علاوه بر شرایط داخلی ایران و عراق،آنچه که حاکمان حزب بعث عراق را به حمله همه جانبه نظامی علیه ایران ترغیب کرد،شرایط حاکم بر نظام بین المللی و مواضع دو ابرقدرت آمریکا و شوروی (سابق)نسبت به این رویداد بود.
انقلاب اسلامی ایران از بدو پیدایش،دنیای غرب و همچنین ابرقدرت شرق آن زمان را به مبارزه طلبید. به لحاظ نظری،انقلاب اسلامی ،اساس نظم بین المللی ای را که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته بود،زیر سئوال برد.نظمی که به دلیل وجود سلطه دو ابرقدرت جهانی در روابط بین المللی ،پذیرفته شده بود. انقلاب اسلامی ایران،آشکارا مخالفت خود را با سلطه دو ابرقدرت ،بویژه آمریکا اعلام کرد و هنگامی که دانشجویان پیرو خط امام،سفارت امریکا در تهران را تسخیر کردند،ایران نشان داد که عملا قصد درگیری با نظام بین المللی مبتنی بر وجود دو قطب مسلط را دارد.به علاوه،این تصور که انقلاب اسلامی با گسترش روز افزون خود،منافع غرب را در سراسر جهان و بویژه خاورمیانه به خطر می اندازد،آرامش را از امریکا و متحدانش سلب کرد.
در چنین شرایطی،ضربه وارد ساختن به ایران از طریق تجاوز نظامی یک کشور ثالث،می توانست منافعی برای آمریکا به همراه داشته باشد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- از دید آمریکایی ها،فشارهای سیاسی و اقتصادی ناشی از جنگ،به فروکش کردن احساسات انقلابی مردم ایران کمک می کرد و به اصطلاح،انقلابیها را بر سر عقل می آورد و سر انجام روند انقلاب اسلامی را در مسیر مورد نظر و دلخواه آمریکا قرار می داد.
2- پیامدهای جنگ،ایران را متقاعد می کرد که برای تامین نیازمندیهای خود،بویژه نیازهای نظامی وتسلیحاتی ،به آمریکا روی آورد.
3- جنگ،ایران را وادار می کرد،یا خود را تسلیم وضعیت جاری جهان کرده و به ناچار اهداف انقلابی خود را فراموش کند و یا در پی مقاومت در برابر تجاوز عراق بر اثر کمبود سلاح از پا در آید،که در هر دو صورت نتیجه به سود آمریکا بود.
4- فشارهای اقتصادی،نظامی و سیاسی منجر به ایجاد نارضایتی مردم از هیات حاکمه جدید در ایران می شد.
5- ایجاد تفرقه میان مسلمانان و رودر رو قرار دادن کشورهای عربی با ایران و بازداشتن اعراب از توجه به اسرائیل و متوجه ساختن آنها به ایران،از دیگر اهداف مورد نظر آمریکایی ها از چنین تجاوزی بود.
6- هدف دیگر امریکایی ها در کوتاه مدت و به صورت مقطعی ،فشار به ایران برای آزاد ساختن گروگانهای آمریکایی بود.
شوروی نیز در این جنگ در ظاهر اعلام بیطرفی می کرد،اما در نهان به پشتیبانی از عراق می پرداخت.این کشور با آنکه قبلا از تجاوز عراق به ایران آگاه بود،ولی هیچ تلاشی برای بازداشتن صدام از حمله به ایران به عمل نیاورد،زیرا آغاز این جنگ برای شوروی نیز منافعی به دنبال داشت که مهمترین آنها عبارت بودند از :
1- شوروی که از دیرباز،قراردادهای نظامی و امنیتی گوناگونی با عراق منعقد کرده و به صورت بزرگترین پشتیبان این کشور درآمده بود،با شروع جنگ امیدوار بود تا به عمده ترین تامین کننده نیازهای تسلیحاتی عراق تبدیل شده و از گرایشات رو به رشد غربگرایانه در جزب بعث جلوگیری نماید.
2- با توجه به رقابت میان دو ابر قدرت جهان،شوروی پس از وقوع انقلاب اسلامی و خروج ایران از مدار غرب،بی میل نبود تا از طریق اعمال فشار به جمهوری اسلامی،ایران را در زمره کشورهای بلوک شرق درآورد.
3- پس از انقلاب اسلامی،روسها مناطق مسلمان نشین خود را که بیش از شصت میلیون جمعیت داشتند،آماج اهداف و شعارهای انقلاب اسلامی می دیدند و وقوع جنگ می توانست تا حدودی روسها را از خطر احتمالی گسترش اسلام گرایی در برخی از مناطق سرزمینش آسوده خاطر سازد.
4- با شروع جنگ،اتحاد شوروی می توانست جمهوری اسلامی ایران را برای حل مسالمت آمیز مساله افغانستان تحت فشار قرار دهد و منجر به قطع کمکهای ایران به مجاهدین افغانی شود.
در مجموع،موضع مساعد امریکایی ها و سکوت همراه با رضایت روسها و نیز همسویی کشورهای منطقه که انقلاب اسلامی را خطری جدی برای بقای خویش تلقی می کردند،ازعوامل عمده مساعد بین المللی و منطقه ای بودند که صدام را در تجاوز به ایران ترغیب و تشویق کردند.(6)
3- مراحل و مقاطع مهم جنگ ایران و عراق
جنگ هشت ساله ایران و عراق به عنوان یکی از طولانی ترین جنگهای معاصر دنیا،دارای مقاطع و مراحل مختلفی بوده است. محققان از زوایای گوناگون به تقسیم بندی مقاطع عمده این رویداد پرداخته اند،ولی این نوشتار که هدف اصلی اش بررسی سیره امام خمینی(س)درباره جنگ ایران و عراق،و به طور مشخص قطعنامه 598 می باشد،جنگ را به سه مقطع اساسی آغاز و اختتام آن تقسیم بندی نموده و به بحث درباره آن می پردازد.
الف)از آغاز جنگ تا بازپس گیری خرمشهر (شهریور 1359 تا خرداد 1361 )
این مرحله از جنگ،با حمله عراق به ایران آغاز شد. یعنی ارتش عراق در 31 شهریور 1359 ه .ش (22 سپتامبر 1980 )حملات خود را به ایران آغاز کرده و در مدت کمی موفق شد تا نواحی زیادی از خاک ایران را به تصرف خود در آورد .(7)
در این زمان،ایران آمادگی لازم برای مقابله با نیروهای متجاوز عراقی را نداشته و اندک عملیاتهایی هم که علیه عراق انجام می گرفت با شکست مواجه می شد. از طرف دیگر ،وضعیت داخلی در اثر وارد عمل شدن لیبرالها و منافقین،دچار بحران شده بود؛لذا بن بست نظامی در جبهه های جنگ و بحران سیاسی در داخل،ایران را با وضعیت دشواری مواجه ساخت،به گونه ای که تداوم حیات سیاسی و نظامی کشور در معرض چالشهای بنیادی قرار گرفت .(8)
به طور کلی در این مرحله از جنگ،برتری نظامی از آن عراق بوده ونیروهای ایران هر چند توانستند تا حدودی جلوی پیشرفت دشمن را بگیرند و حتی برخی از نواحی اشغال شده را آزاد سازند،ولی آزاد سازی شهر خرمشهر،که از مناطق حساس کشور بود و عراق به عنوان برگ برنده جنگ روی آن حساب می کرد،تا سال 1361 به طول انجامید.
ب)از باز پس گیری خرمشهر تا تغییر توازن به نفع عراق (خرداد 1361 تا نیمه دوم 1366 )
این دوره که طولانی ترین دوره در جنگ ایران و عراق محسوب می شود با آزاد سازی شهر خرمشهر،پس از عملیات بیت المقدس در اردیبهشت 1361 ،آغاز شد.
به طور کلی پس از فتح خرمهشر ،موازنه نظامی به نفع ایران عوض شد و ایران با کسب برتری نظامی،درصدد بر آمد تا با اشغال مناطقی از خاک عراق و تهدید نقاط حساس آن(مناطقی مثل بصره)این کشور را به پذیرش خواسته های خود مجبور کرده و بتواند به عنوان پیروز جنگ،به آن خاتمه دهد؛اما ارتش عراق در اثر حمایتهای بین المللی و تحکیم موقعیت خود،توانست توان دفاعی خود را بالا برده و با شکست نیروهای ایران در عملیات رمضان،موازنه را به سود خود تغییر دهد.
لذا ایران که دستیابی به پیروزی سریع را غیر ممکن می دانست،از این زمان به بعد به دنبال یک عملیات پیروز،و قرار دادن دشمن در وضعیت دادن امتیاز و تقبل شرایط ایران بود. به همین خاطر فشارهای خود را بر عراق افزایش داده و توانست طی عملیات خیبر،دراسفند 1362 ،خطوط دفاعی دشمن را بشکند و جزایر مجنون را فتح نماید.
از طرف دیگر،عراق که دستیابی به پیروزی در جنگ را غیر ممکن دیده بود و از همان اوایل جنگ،بخصوص زمان از دست دادن خرمشهر به بعد،خواهان اتمام جنگ بود،برای وادار کردن ایران به پذیرش آتش بس و اتمام جنگ،حملات خود را علیه ایران گسترش داد؛از یک سو اقدام به استفاده از گازهای سمی و شیمیمایی علیه نیروهای ایران در جبهه های جنگ نمود،و از سوی دیگر مناطق مسکونی و غیر نظامی و همچنین نفتکشهای ایران را مورد حمله قرار داد. در این زمینه ،طارق عزیز در رابطه با حمله به نفتکشهای ایرانی استدلال کرد که این حمله سبب پایان یافتن جنگ خواهد شد؛زیرا اگر ایران پول نفت نداشته باشد نمی تواند اسلحه مورد نیاز خود را از بازارهای سیاه تهیه کند .(9)
در زمان حملات گسترده عراق و نیز حمایتهای گسترده بین المللی از آن نیروهای ایرانی بر اساس سیاست تداوم جنگ،در بهمن 1364 با اجرای عملیات والفجر 8 ،شهر فاو عراق را تصرف کرده و وضعیت جنگ را به نفع ایران عوض کردند.
به طور کلی،فتح فاو زنگ خطر را برای ابرقدرتهای حامی عراق به صدا درآورد و آنها به این فکر افتادند که باید به نوعی این جنگ خاتمه یابد،چون در دنیای غرب این نگرانی به وجود آمد که ایران برنده جنگ خواهد شد؛(10)لذا آنها از یک طرف به گسترش حمایتهای خود از عراق پرداختند و از طرف دیگر تحریمهای همه جانبه خود را علیه ایران فزایش دادند و در نهایت با تصویب قطعنامه 598 خواهان اتمام جنگ شدند.
در این زمان گرچه نیروهای ایران همچنان به پیشروی خود ادامه داده و حتی نتوانستند در عملیات کربلای 5 در دی ماه 1365 در منطقه شلمچه،شکست سنگینی را بر ارتش عراق وارد سازند،ولی ترس قدرتهای بزرگ و بخصوص امریکا از پیروزی ایران،سبب حضور امریکا در خلیج فارس و در نتیجه رویارویی و در گیری او با ایران شد.
لذا با توجه به مشکلات پیش آمده و افزایش فشارهای همه جانبه علیه ایران،تداوم جنگ برای ایران مشکل گردیده وتعیین سرنوشت جنگ،به عنوان یک شعار در کشور مطرح شد،به گونه ای که مسئولین مملکتی در این زمینه شروع به چاره اندیشی کردند.
ج)مرحله تغییر توازن به نفع عراق تا پایان جنگ(نیمه دوم سال 1366 تا 1367 )
در این مرحله،آمریکایی ها به همراه شوروی تنها راه حل اتمام جنگ را تغییر استراتژی عراق از تدافعی به تهاجمی دانسته ودر نتیجه،تغییر اساسی در موازنه جنگ به نفع عراق،شرط اولیه پایان سریع جنگ تلقی شد .(11)
به همین خاطر،آنها به حمایت گسترده از عراق پرداختند؛به گونه ای که در اثر این حمایتها،عراق توانست در فروردین 1367 شهر فاو را باز پس گیرد و همچنین در تیر 1367 جزایر مجنون را تصرف نماید.
در این بین امریکا در ادامه فشارهای خود،هواپیمای مسافربری ایران را در تیر ماه 1367 در خلیج فارس ساقط کرد(12) و جدی ترین تهدید خود را علیه ایران به کار برد.این کار امریکا،پیام روشن و قطعی آنها مبنی بر تشدید جنگ در صورت عدم اقدام ایران برای خاتمه دادن به آن بود.
بنابراین ،ایران که از هر جهت تحت فشار بود،تداوم جنگ را به نفع خود ندانسته و در نامه ای به دبیر کل سازمان ملل در تاریخ 24/4/1367 قطعنامه 598 را پذیرفته و شرایط را برای خاتمه یافتن جنگ فراهم ساخت.

----------------------------------------------
1- اردستانی حسین؛رویارویی استراتژیها(جنگ ایران و عراق)ص26
2- ولایتی،علی اکبر؛تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران؛ص 28
3- همان؛ص 36
4- سلامتی،حسن؛"علل به وجود آورنده جنگ عراق علیه ایران"،انقلاب اسلامی،جنگ تحمیلی و نظام بین الملل:مجموعه مقالات دفاع مقدس؛ص 76 – 79
5- همان؛ص 51
6- درویشی فرهاد،و دیگران؛ریشه های تهاجم؛ص 24-27
7- درودیان محمد؛از آغاز تا پایان؛ج ص 37
8- درودیان،محمد؛"روند آغازسازی مناطق اشغالی و ضرورت تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر"انقلاب اسلامی،جنگ تحمیلی و نظام بین الملل:مجموعه مقالات دفاع مقدس؛ص 139
9- تیمرمن،کنت،سوداگری مرگ؛ص 289
10- همان؛ص 251
11- مصباحی،محی الدین؛چهارچوب مواضع شوروی دربازشناسی جنبه های تجاوز و دفاع؛ص 190
12- درودیان،محمد؛از آغاز تا پایان؛ص 203

[ جمعه 15 اردیبهشت 1391 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ عالی پور هفشجانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دانشجوی دانشکده کشاورزی - دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر
شماره دانشجویی: 880266248
نام درس: آشنایی با مبانی دفاع مقدس
نام استاد: جناب آقای فضل الله صرامی
سکشن: یکشنبه ساعت 8 تا 10

"این وبلاگ در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و زنده نگه داشتن یاد شهیدان ایجاد شده است"
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


ساخت فلش مدیا پلیر
ایران رمان