تبلیغات
دفاع مقدس

دفاع مقدس
اگر امام تنها نماند اسلام هم پیروز خواهد شد،و ما اهل كوفه نیستیم كه امام را تنها بگذاریم (شهید آوینی)
قالب وبلاگ
دانش نظامی و تجارب جنگ، هر دو بر این اصل تأكید دارند كه جنگ روانی سلاح فعال و به شدت مؤثری در میدان نبرد بوده و سهم عمده‌ای در كنار عملیات رزمی و دیگر شیوه‌های جنگ، برای نیل به پیروزی و تقلیل زیان‌های مادی و انسانی دارد.
جنگ روانی خطرناك‌ترین نوع جنگ است، چرا كه عقل، تفكر و روان رزمنده را نشانه می‌گیرد، تا بدین‌وسیله روحیه معنوی او را شكسته و اراده رزم را در او ساقط نماید و در نتیجه، وی را به سمت شكست سوق دهد.
از این رو سلاح‌های جنگ روانی در عصر حاضر در را‡س ابزارهای جنگی قرار دارند و برخی از صاحب‌نظران بر این باورند كه از هر سلاح دیگری برای دست‌یابی به پیروزی در زمانی كوتاه و با خسارتی اندك مؤثرتر است. این امر موجب گشته تا بسیاری از رهبران كشورها بكوشند، سازمان‌های نظامی و غیرنظامی خود را از نظر سیستم‌های انسانی و امكانات مادی بدان اندازه مجهز سازند كه بتوانند با چنین جنگی كه همه افراد یك ملت را آماج اهداف خود قرار می‌دهد، به مقابله پردازد. درباره اهمیت جنگ روانی و اثر آن بر دشمن، اظهار نظرهای گوناگونی شده است. ژنرال دوكل می‌گوید: < برای آن‌كه دولتی در جنگ پیروز شود، بایستی جنگ روانی را قبل از حركت نیروهایش به سمت میدان‌های نبرد، آغاز نماید و تا اتمام عملیات رزمی، برای پشتیبانی نیروهایش بدان ادامه دهد.> و یا چرچیل می‌گوید: < چه بسیار اتفاق افتاده كه جنگ روانی مسیر تاریخ را تغییر داده است. در تاریخ جنگ‌ها، مثال‌های زیادی از پیروزی‌هایی یافت می‌شود كه نیروی ماشین جنگی دشمن را از كار انداخته امّا نتوانسته است روحیه معنوی نیروهایش را از پای درآورد و به همین دلیل، این پیروزی‌های ناقص، مدت كمی دوام آورده و پس از آن نیروی غالب، شكست خورده و جناح مقابل پیروزی خود را ثبیت كرده است.> 1

هدف اصلی جنگ روانی در زمان صلح و جنگ، حمایت و پشتیبانی از اهداف سیاسی یك دولت و به نتیجه رساندن آنها است. جنگ روانی ممكن است در خدمت هدف‌های درازمدت و یا كوتاه مدت باشد. بنابراین، مهم‌ترین هدف‌های جنگ روانی را شاید بتوان چنین خلاصه كرد: ترساندن از مرگ، فقر و یا قدرت كوبنده‌ نیروهای خودی، كوشش برای تحقق پیروزی قاطع و دعوت به تسلیم از طریق پخش شایعات و اكاذیب، اختلاف‌افكنی بین صفوف و اقشار مردم، اشاعه بذر یأس و ناامیدی، تأثیر گذاردن بر عواطف و افكار و عملكرد ملت‌ها و هدایت و جهت‌دهی آنها به‌سوی مستحكم كردن پایه‌های دولت‌های استكباری و ازدیاد همكاری با آنها در راستای هدف‌هایی كه دارند، ایجاد تفرقه و نزاع بین رقیب و هم‌پیمان‌هایش و وادار كردن آنها به ترك همكاری با او، بیطرف ساختن نیروهای دیگر و مأیوس كردن رقیب از اتحاد با آنان است2.
با توجه به كاربرد جنگ روانی به‌صورت مستقیم در جنگ‌های اخیر و با استفاده از این تجربیات، موارد ذیل قبل و بعد از شروع جنگ، اهمیت خود را در این فرایند ثابت می‌كنند:
1) فریب و نیرنگ؛
2) ایجاد نگرانی با اشاعه شك و دو‌دلی؛
3) بیان حقانیت درباره قضیه جنگ؛
4) تهدید به استفاده از اسلحه‌های مخرب و ناشناخته؛
5) ایجاد ترس و ترویج شایعات؛
6) كاستن اثر نیروهای دشمن؛
7) انجام عملیات با هدف گمراهی و وعده‌های پوچ و اغوای نیروهای دشمن؛
8) انجام كارهای خرابكارانه و تروریستی؛
9) بهره‌برداری از اختلاف‌های مذهبی و عقیدتی و تفاوت طبقاتی.
به‌طور كلی مشاهده می‌كنیم كه طرف‌های درگیر قبل از هرگونه برخورد مسلحانه و هم‌زمان با آن، با بهره‌گیری از نقاط ضعف دشمن، به حمله‌های روانی علیه دشمن اقدام نموده و به این ترتیب، مقاومت خود را در برابر این‌گونه تهاجم‌ها افزایش می‌دهند.

تاریخچه‌
با پیشرفت فناوری به‌ویژه در قرن بیستم، تكنیك جنگ‌ها نیز دگرگون شده و وسایل درگیری گسترش یافته است. سلاح‌های دوربرد و وسایل ترابری سریع و تأمین ارتباطات آسان با توّجه به مسافت طولانی، سبب شد تا مساحت مكان‌های درگیری وسعت یافته و شامل كشورهای متعدد گردد. این كشورها به‌ناچار، اهمیت ویژه‌ای به جنگ روانی داده‌اند، تا حدی كه آن را یك رشته تخصصی مجزا از سایر رشته‌های مربوط به جنگ تلقی كرده و آن را در چارچوب یك اداره، با بهره‌گیری از نیروهای خلاق و با استعداد راه‌اندازی می‌نمایند.
در جنگ‌های جهانی اوّل و دوّم، تجربیات مهمی به دست آمد كه اهمیت جنگ روانی را بیش از پیش نشان می‌دهد و از مبالغ هنگفتی كه در این راه خرج شده است، پرده برمی‌دارد. این نتایج به شرح زیر هستند:
جنگ جهانی اوّل، شاهد تحولات عمده‌ای در ابزار جنگ روانی بود، و به‌دنبال كاربرد حاشیه‌ای آن، به‌صورت یك هنر جنگی مستقل در آمد. عدّه‌ای بر این باورند كه جنگ روانی نتیجه نهایی این جنگ را تعیین كرد. هر قدر هم كه در این گفته اغراق كرده باشند، نمی‌توان به نقش جنگ روانی در پایان دادن به جنگ جهانی اوّل، شك كرد. تبلیغات نقشی اساسی در این جنگ ایفا كرد، چرا كه كشورهای شركت كننده به رسانه‌های گروهی و ارتباط با مردم اهمیّت می‌دادند.
وزارت خارجه انگلیس در سال1914 دفتر تبلیغاتی‌ای را به سرپرستی كمیته ملی امور جنگ تأسیس كرد كه مسئولیت جنگ روانی در داخل انگلیس را بر عهده داشت.
در امریكا، دو گروه تبلیغاتی فعالیت می‌كرد، یكی آژانس اطلاعات غیرنظامی و دیگری آژانس اطلاعات نظامی كه دارای بخش جنگ روانی در شورای فرماندهی عملیات بود.
در آلمان، هیتلر با قصد نمایش قدرت، به تملق و چاپلوسی از مردم پرداخت، این كشور در جنگ جهانی دوّم، سه پیروزی به‌دست آورد كه به تبلیغات مربوط می‌شد:
1) در زمینه سیاسی، به بخش زیادی از افكار عمومی جهان باوراند كه آینده جهان در گرو فاشیسم یا كمونیسم است.
2) در زمینه استراتژی نظامی، آلمان موفق شد كشورهای دشمن را منزوی كرده و آنها را قانع نماید كه هدف نظامی نیستند، سپس به‌تدریج، به آنها حمله كرد و آنان را نابود ساخت.
3) در زمینه كاركرد روان‌شناسی نظامی، پیروزی دوگانه‌ای به‌دست آورد:
الف- به ملت آلمان قبولاند كه در خطر نابودی كمونیسم قرار دارند.
ب- پیروزی خارجی، و آن از بین بردن روحیه رهبران كشورها بود. )با توزیع فیلم‌هایی كه عملیات جنگ برق‌آسا را نشان می‌دادند.)

جنگ روانی عراق
جنگ روانی عراق علیه جمهوری‌اسلامی ایران فرآیندی كاملاً پیچیده داشت، عراق با بهره‌گیری از تشكیلات به دقت سازماندهی شده‌ خود و حضور مؤثر حزب بعث، به‌خوبی از یك سازمان نیرومند برای پیگیری جنگ روانی بهره‌مند بود. حزب بعث حضور خود را در تمام سطوح تصمیم‌گیری از جمله واحدهای جنگ روانی گسترش داده بود. این ساختار منسجم و كاملاً دقیق، رژیم بعث را از جهت ابزار و امكاناتی كه لازمه جنگ روانی است، بی‌نیاز می‌ساخت، لطیف‌نضیف‌جاسم را می‌توان یكی از مغزهای این تشكیلات معرفی كرد كه در طرّاحی و برنامه‌ریزی جنگ روانی، تجربه كافی داشت.
علاوه بر وزارت اطلاعات رژیم صدام، در ارتش عراق معاونتی به نام توجیه سیاسی دایر بود كه چند مأموریت داشت:
1) توجیه و تبییّن مواضع حزب بعث؛
2) تبلیغ ارتش و جلب حمایت مردم از آن؛
3) انجام عملیات روانی.
توجیه سیاسی، در تمام واحدها و رده‌های نظامی تشكیلات داشت و تمام نیروهای مسلح را پوشش می‌داد. به‌علاوه، سیاست‌های متمركز حزب بعث از پراكندگی عناصر ممانعت می‌كرد و تمام سیستم‌های تبلیغی با یك برنامه و هدف فعالیت‌های خود را ادامه می‌دادند. به همین دلیل، روزنامه‌های الثوره و الجمهوریه، از نظر پی‌گیری خطوط تبلیغاتی دقیقاً شبیه مطبوعات وابسته به ارتش، نظیر جیش‌الشعبی، الواصد، القادسیه و الیرموك بودند.
علاوه بر وجود سازمان و تشكیلات منظم و از پیش آماده شده و وحدت رویه در اتخاذ تصمیم و عمل، ویژگی دیگر رژیم بعث وجود چارچوب‌های نظری آماده بود. به‌دلیل كار دراز مدت حزب و مبانی‌ پذیرفته شده، هیچ ابهامی از جهت بایدها و نبایدها برای طراحان وجود نداشت. طرّاحان جنگ روانی، بدون دغدغه خاطر و بی‌هیچ ملاحظه بازدارنده‌ای، عمل می‌كردند و هدف‌های خود را پی‌گیری می‌نمودند.
لطیف نضیف جاسم در یكی از سخنرانی‌‌های توجیهی خود گفت: < تبلیغات بازتاب زنده‌ای است از واقعیت‌های اجتماعی، سیاسی و مكتبی سازمان‌های سیاسی، بنابراین هر تشكیلات نظامی با هر فلسفه‌ای چه سرمایه‌داری، چه سوسیالیتی و یا لیبرالی، ضرورتاً تبلیغاتی منبعث از ماهیت خود خواهد داشت.> 3 این گفته لطیف نضیف جاسم، به طور دقیق، در مورد تبلیغات رژیم بعث صادق است. با آن‌چه گفته شد، ویژگی‌های تبلیغات و جنگ روانی عراق را نیز كه از ماهیت حزب بعث منشعب می‌شود، می‌توان به ترتیب زیر توصیف نمود.

ویژگی‌های تبلیغات و جنگ روانی عراق‌


1) جنگ روانی عراق راهبردی مشخص داشته و به‌صورت سیاستی واحد از سوی مراكز مختلف پی‌گیری می‌شد:
وجود سازمان متمركز، تمایل به تصمیم‌گیری از بالا و وحدت در عناصر اجرایی، موجب شده بود تا عراق راهبردهای خود را در زمینه جنگ روانی به خوبی تنظیم كند. در این نظام، هدف‌ها به‌خوبی تعریف شده‌اند و با جمع‌بندی اقدامات، می‌توان راهبردهای عراق را در سیاست‌های داخلی و خارجی‌اش به راحتی بازشناسی كرد. به‌همین دلیل، رژیم صدام پیش از آغاز عملیات نظامی در داخل خاك ایران، اقدامات تبلیغاتی خود را برای جلب حمایت مردم و كشورهای همسایه آغاز كرده بود.

2) سادگی و قابل فهم بودن برای مردم
یكی از ویژگی‌های بارز تبلیغات و عملیات روانی عراق، سادگی در حدّ ابتذال بود. رژیم بعث با استفاده از ویژگی‌های مردم خود، طرح‌هایی را پی‌گیری می‌كرد كه در ارزیابی‌های انجام شده، بسیار ابتدایی و ضعیف می‌نمود. با این حال، این موضوع در حقیقت یك حسن تلقی می‌شود. سادگی تبلیغات و نوع ارائه مفاهیم از سوی رژیم بعث، موجب شد كه مردم عراق به خوبی این مسائل را دریافته و با آن ارتباط برقرار كنند. بهره‌گیری از موسیقی‌های عامیانه، استفاده از تصاویر و طرح‌های ابتدایی، بخشی از این اقدام بود كه پیاپی بر مردم فرود می‌آمد. رژیم بعث در حقیقت، مطابق ذائقه ملّت خود و در حدّ فهم آنها، مسائل را صورت‌بندی و القاء می‌كرد.
با این توصیف، رژیم صدام از ذهنیت‌ها و آمادگی‌های فرهنگی مردم خود بهره می‌برد و از آنها برای حمایت از جنگ استفاده می‌نمود. صدام به‌منظور جذب اقشار مختلف مردم، آنان را دسته‌بندی كرده و برای هر یك به زبان خاصی صحبت می‌كرد. برای روشن‌فكران، از نقش عراق در جهان كنونی و مبارزه در برابر اسرائیل و امریكا سخن گفته می‌شد. با این بیان، عراق به عنوان نخستین پایگاه مخاصمه با امریكا و اسرائیل به حساب میآمد. برای مذهبی‌ها، با بهره‌گیری از سوابق تاریخی، القادسیه صدام و جنگ نهاوند و نبرد سلاسل زمینه‌سازی می‌شد و در مورد افرادی كه تمایل ملی‌گرایانه داشتند، با بهره‌گیری از تمّدن قدیم بین‌النهرین و استفاده از اساطیر گذشته‌ این سرزمین نظیر اساطیر دولت‌های سومر، آكد و تمدن‌های نینوا )آشور) و جنگ‌های آنها، روح حماسی و انگیزه مقاومت در بین آنها تقویت می‌شد4 با این توصیف، با به‌كارگیری مواد ساده، پیام‌های تبلیغاتی منتقل و به همه مخاطبان می‌رسید.
علی‌رغم این‌كه عراق از نمونه‌هایی كه گفته شد، استفاده می‌كرد، از سایر اقدامات به خصوص، ساختن فیلم‌ها و اجرای سناریوهایی كه حاوی پیام‌های صریح مقاومت تا پای جان بود، بهره می‌برد. فیلم شیرین و وحشی، نمونه‌ای از این اقدامات بود، صراحت بیان فیلم و استفاده مناسب از فناوری غربی، موجب شده بود كه این فیلم كارآمد باشد، در گزارشی آمده بود كه این فیلم را 70% از نیروهای عراقی دیده و آن را واقعی ارزیابی كرده‌اند. تعداد افرادی كه به این فیلم شك داشته و با دیده‌ تردید به آن می‌نگریستند، قریب به 5% برآورد شده بود، در ارزیابی انجام شده، این فیلم در شكل‌گیری انگیزه مقاومت در هنگام درگیری‌ها، نقش مهمّی داشت.

3) بهره‌گیری از تمام امكانات موجود در عراق‌
یكی از شاخص‌های بارز عملیات روانی رژیم بعث، بهره‌گیری از تمامی امكانات تبلیغاتی، امنیتی و نظامی برای تحقق اهداف بود. ساختار متمركز حكومت، امكان ایجاد هماهنگی بین بخش‌های مختلف را فراهم می‌ساخت و دست دولت را برای اعمال روش‌های پیش‌بینی شده، بازگذاشته بود. استفاده از گروه‌هایی كه خانواده‌های نظامیان تسلیم شده را می‌ترساندند، قطع پیوندهای خانوادگی در این خانواده‌ها، استفاده از پوشش‌های امنیتی برای كنترل تحركات ناخواسته، تشكیل جوخه‌های مرگ و یا اهداء مدال و ... نمونه‌هایی از این اقدام‌ها و تلاش‌ها می‌باشد. با توجه به نقش جوخه‌های مرگ، این مورد را توضیح می‌دهیم.
یكی از دلایل مهم مقاومت نیروهای عراقی در طول جنگ هشت‌ساله، تشكیل جوخه‌های مرگ توسط حزب بعث بود، این جوخه‌ها، در طول عملیات، به عناصر عراقی اجازه نمی‌داد در پشت خطوط حمله تردد كنند؛ و با به كارگیری این روش‌ها كه به صورت متمركز هدایت می‌شد، موفق شده بود تا از تسلیم شدن نیروهای عراقی به میزان قابل توجهی بكاهد و با انعكاس چهره‌ای مخوف از ایران كه هر اسیری را قطعه، قطعه می‌كند و یا گردن او را با ارّه قطع می‌كند، تنها راه بقا را مقاومت تصویر كرده بود، ارزیابی‌های انجام شده نشان می‌داد، در مرحله اوّل عملیات كربلای 5 ، تیپ506 عراق به طور كامل درهم شكسته شده بود، در حالی كه در عملیات كربلای 8 )با بیش از45 روز فاصله)، تنها یك نفر از نیروهای این كشور اسیر شده بود. به‌راحتی، می‌توان تأثیر تشكیل جوخه‌های مرگ رژیم بعثی و هم‌چنین تأثیر بزرگ‌نمایی خطر اسیرشدن و حوادث پس از آن را نزد پرسنل نظامی عراق به اثبات رساند.

4) استفاده از اصل زمان و انعطاف در تاكتیك‌
پس از شكست‌های پی‌درپی ارتش عراق، این كشور دریافت، برای جلوگیری از پیشروی‌های ایران، تنها راه ممكن عقب‌نشینی سراسری به مرزهای بین‌المللی است. این اقدام، عراق را قادر می‌كرد، ضمن برطرف كردن نقاط ضعف خود و گرفتن زمان، به ایجاد استحكامات و خط‌های دفاعی پرمانع بپردازد؛ بدین ترتیب، استراتژی نظامی عراق تغییر كرد. مهم‌ترین اهداف استراتژی جدید عراق، حفظ حكومت از سقوط به عنوان هدف استراتژی ملی، و دفاع مطلق در زمین، حمله در هوا و دریا، هم‌چنین به‌دست آوردن فرصت مناسب برای حمله‌های زمینی دوباره به ایران بود.5
در این استراتژی، رژیم صدام كه خود را در برابر یورش‌های پی‌درپی نیروهای ایرانی ناتوان می‌دید و از سوی دیگر، برای حضور ناكام خود در خاك جمهوری‌اسلامی توجیهی نمی‌یافت )چرا كه ایران یكی از شرط‌های آتش‌بس را عقب‌نشینی و تخلیه كامل سرزمین‌هایی اعلام كرده بود كه در اشغال ارتش عراق بودند)، ضمن عقب‌نشینی از بخش‌های وسیعی از خاك جمهوری اسلامی، تلاش‌ خود را با نام صلح‌خواهی آغاز كرد. این موضوع، ضمن این كه ناتوانی عراق را در نگهداری سرزمین‌هایی كه غصب كرده بود، پوشش می‌داد، ضرورت دفاع در برابر ایران را نیز، هم‌چنان توجیه می‌كرد.
صدام، رئیس حكومت بعث عراق در جلسه‌ای با فرماندهان ارتش این كشور در مورد دلایل عقب‌نشینی و ضرورت نحوه ادامه جنگ چنین ‌گفت: < بیست هزار نیروهای خودی به مسائل دفاع در خاك ایران كم‌تر اهمیت می‌دهند، احساس سه هزار نفر سربازان و ارتشیان ما، هنگامی كه از اراضی و حقوق خود دفاع می‌كنند با حالتی كه در عمق - فعلاً هشتاد كیلومتری - سرزمین دشمن هستند، متفاوت است6> .

5) فقدان ارتباط با مخاطبان ایرانی‌
یكی از معظلات اساسی عملیات روانی عراق علیه جمهوری اسلامی، ضعف عملیات روانی این كشور، از ایجاد ارتباط با رزمندگان و مردم سلحشور ایران بود. عراق هیچ‌گاه عمق تغییراتی را كه در ایران رخ داده بود، درك نكرد و ارزش‌ها و باورهای عمیقی را كه در نیروهای جمهوری‌اسلامی شكل گرفته بود، در نیافت. رژیم عراق نیز طرح‌های خود را بر اساس برداشت‌های غلطی سازمان می‌داد كه ساخته ذهن خودشان بود. الگویی كه در عمل، با ویژگی‌ها، شرایط و ساختار روانی مردم ایران، هیچ انطباقی نداشت، به همین دلیل، جز موفقیت در چند طرح كه وجوه عمومی مردم ما را نشانه‌گیری كرده بود و آن هم از ساختار روانی تمام افراد بشری ناشی می‌شد، بقیه طرح‌های این رژیم، تأثیر چندانی بر مردم ایران نداشت آن‌چه با نام تأثیر بر مردم )با تأكید به وجوه عمومی انسان) ذكر شد را می‌توان در اثر عملیات روانی رژیم حاكم بر عراق، با نام جنگ شهرها و یا جنگ شیمیایی دید. موفقیت این طرح در حقیقت هدف‌گیری امنیت عمومی بود كه برای تاثیر، به هیچ راهبردی نیازمند نیست. در غیر این‌صورت، عملیات روانی عراق هرگز قادر به ایجاد ارتباط با مردم نشد و به دلیل توجه نكردن به ویژگی‌های روانی، اجتماعی، تاریخی و مذهبی ایرانیان، مخاطبین پیام‌هایی كه ارائه شده بود، این پیام‌ها را جذب نكردند.

6) فقدان كارشناسان و طراحان عملیات روانی‌
عملیات روانی عراق علاوه‌بر مشكلاتی كه گفته شد، روند یك جنگ روانی كلاسیك و متعارف را نداشت، یكی از دلایل مهم این موضوع، فقدان پرسنل كارآزموده و آگاه در حزب بعث عراق بود كه قابلیت ایجاد یك جنگ روانی علیه جمهوری‌اسلامی را با مشكل روبه‌رو می‌كرد. در طراحی پیام‌ها، ظرافت‌های لازم هیچ‌گاه مورد توجه قرار نگرفت و عملیات‌های انجام شده، تقریباً فاقد اثرگذاری جدّی ارزیابی شده‌اند. برای نمونه، یكی از پیام‌های رژیم عراق را كه فاقد ویژگی‌های لازم و ضروری پیام می‌باشد، ملاحظه می‌نمایید. همان‌طور كه می‌دانیم، كارشناسان برای بررسی رفتار مخاطبان و ارزیابی آن، به شناخت و چگونگی رفتارشان نیازمند هستند، اما رژیم عراق بدون در نظر گرفتن مباحث نظری ویژگی پیام دهنده و محتوای پیام صرفاً به ارسال پیام اقدام كرده است. والتر لیپمن، روزنامه‌نگار و مفسر سیاسی امریكا می‌گوید: < تا زمانی كه پی نبرده‌ایم كه مردم به گمان خود، بر مبنای چه دانسته‌هایی عمل می‌كنند، نمی‌توانیم مفهوم اعمال آنها را به طور كامل درك كنیم و اگر این معنا صحیح باشد، در این صورت برای انجام یك قضاوت عادلانه، نه تنها باید دانسته‌هایی را كه در حیطه اطلاعات آنهاست ارزیابی كنیم، بلكه لازم است اذهانی را كه وسیله حصول آن دانسته‌هاست، مورد ارزیابی قرار دهیم> 7. بنابراین، مطالعه ارزش‌ها، باورها و اعتقادات جامعه ایرانی ملاك جنگ روانی عراق نبوده است؛ و جنگ روانی را صرفاً در حد یك توهین می‌توان سنجید. نمونه پیام‌هایی كه این رژیم ارائه می‌كرد مشكلات بسیاری در نوع خط، استفاده از رنگ، محتوا و حتی نوع نوشتن جمله‌ها داشت.

استراتژی عملیات روانی عراق در طول جنگ تحمیلی‌
رژیم صدام پیش از آن‌كه جنگ تحمیلی شروع شود، برنامه عملیات روانی خود را آغاز كرده بود. این رژیم با پیش‌بینی‌ تحولات آتی و احتمال درگیری نظامی، به تدوین استراتژی خود پرداخته و سناریوهای خود را بر اساس این استراتژی تنظیم كرده بود. با این توصیف، آغاز جنگ تحمیلی را نباید نقطه‌ آغاز عملیات روانی عراق در نظر گرفت.
پیش از آغاز جنگ، رژیم عراق با بهره‌گیری از احساس حقارت باقی مانده از جنگ گذشته خود با ایران، فعالیت‌اش را در زمینه ایجاد تنفر نسبت به جمهوری ‌اسلامی ایران، شروع كرد از جمله، ایران را غاصب بخش‌هایی از وطن خود معرفی نمود و آن را سلطه‌جو و توسعه طلب معرفی كرد. انتساب انفجار بمب در دانشگاه المستنفرید به ایران، كه گروه‌های معارض عراقی با هدف نابودی صدام آن را سازمان‌ داده بودند، نمونه‌ای از دلایل رژیم بعث برای القای دخالت ایران در آن كشور بود. بنابراین، با بهره‌گیری از این محورها و ایجاد آمادگی در مردم و نیروهای مسلح، رژیم عراق در تاریخ 31/6/1359 تجاوز گسترده خود را با متهم كردن ایران به اقدام نظامی علیه عراق و با هدف بازپس‌گیری مناطق اشغالی، آغاز كرد. مناطقی كه به زعم عراق، بخشی از آن متعلق به عراق و بخشی دیگر آن، متعلق به امّت عرب بود.
استراتژی عملیات روانی عراق را در دو بعد داخلی و خارجی می‌توان مورد بررسی قرار داد، رژیم عراق، عملیات روانی خود را در داخل بر چهار اصل بنا كرده بود. تأثیر این عناصر به گونه‌ای بود كه ضمن ایجادیك پیوند واقعی بین تك‌تك افراد با جنگ، با بهره‌گیری از زمینه‌های فرهنگی موجود در عراق و نیز سیاست‌های حزب بعث، ضرورت مقاومت را توجیه می‌كرد. این عناصر عبارتند از:

1) در هم آمیختگی پیامدهای جنگ با سرنوشت مردم عراق‌
ترس از نبردهای دشمن یك ابزار قدیمی بود كه با بهره‌گیری از ترس ایجاد شده )ترس متوسط)، زمینه همكاری با دولت فراهم می‌شد. عراق در استفاده از عنصر ترس نهایت استفاده را نمود )ابتدا آن را ایدئولوژیك كرده و سپس پای نوامیس ملت را به میان كشید).
در حقیقت، خطر ایرانی مجوس، تنها خطر گرفتن سرزمین نیست بلكه خطر اعتقادی و ناموسی است. با این وصف، صدام بیش از آن كه از موضع خود و اهداف دولتی سخنی به میان آورد، جنگ را ضرورتی اجتناب‌ناپذیر توجیه ‌كرد كه نطفه‌اش سالیان پیش بسته شده بود و پیامدهایش تمام نسل‌های عراق را در برمی‌گرفت.

2) پیوند حاكمیت صدام با سر نوشت ملت عراق‌
نظام تمركزگرای حزب بعث براساس یك روش حزبی و یا براساس یك ارزیابی اجتماعی، مبارزات ملّت عراق را در یك فرد و تنها یك فرد خلاصه كرده و در تلاش بود تا از صدام نمادی از مبارزه، تصویر كند. این جهت‌گیری تبلیغاتی، قصد داشت تا ضمن بهره‌گیری از حساسیت‌های مردم عراق و تأكید بر ابعاد قومی و عربی، رسالتی عربی بیش از عراق را برای ملّت این كشور و به تبع آن، مسئولیتی عظیم را برای رهبری عراق فراهم آورد. طبیعی بود كه این حزب با بزرگ‌نمایی تصویر صدام تا این حد، شرایطی را ایجاد می‌كند كه گویی همه‌چیز از صدام ناشی می‌شود و تمام عالم و آدم، جلوه‌ای از این، فرد است. نتیجه منطقی این القا چنین بود كه سرنوشت عراق به صدام وابسته است.

3) بزرگ‌نمایی كینه‌های تاریخی عراق علیه ایران‌
یكی از محورهای استراتژیك عملیات روانی عراق علیه ایران. بزرگ‌نمایی كینه‌ها و نفرت‌هایی بود كه ریشه در سال‌های پیش داشت. مفهوم مجوس، تداعی كننده انسان‌های آتش پرستی است كه باید مسلمان شوند، مفهوم اخوالیهود نیز از عناصر مورد استفاده این راهبرد بود و رژیم صدام با به‌كارگیری این مفاهیم، قصد داشت تا از پشتیبانی‌های فرهنگی موجود در عراق بهره‌برداری نماید. نام‌گذاری تیپ‌ها، لشكرها و نیروهای خود به نام‌های قادسیه، نهاوند، السلاسل، نمونه‌ای از این سرمایه‌گذاری بود.

4) ترسیم چهره‌ای وحشتناك از جمهوری اسلامی ایران پس از شكست‌های مكّرر
همان‌گونه كه پیش ازاین گفته شد، در ابتدای جنگ، با بهره‌گیری از ایجاد ترس متوسط در مردم، تلاش می‌شد تا انگیزه‌ كافی برای مقاومت در برابر نیروهای ایران فراهم شود. موفقیت‌های پی‌درپی ایران در عملیات‌های فتح‌المبین، بیت‌المقدس و ... هم‌چنین آغاز صف‌های طولانی اسرای عراقی كه به صورت خفت‌بار به اردوگاه‌های اسرا منتقل می‌شدند، رژیم بعث را وادار به طراحی یك سناریو نمود. این طرح، به‌تدریج یك موضوع استراتژیك شده و تا پایان جنگ مورد استفاده قرار گرفت.
رژیم عراق برای ایجاد دلهره و اضطراب در جنگ روانی میان نیروهای خود، تلاش فراوانی كرد، صدام برای تثبیت موقعیت خود و بهره‌برداری از نیروی انسانی كشورش، ترس را بر ذهن آنان حاكم نمود. در این سناریو، چنین وانمود می‌شد كه اسارت به معنای مرگ در بدترین شكل ممكن است، گردن آنها را با ارّه می‌برند و یا آنها را در آتش می‌سوزانند علاوه بر اظهارات و تبلیغات وسیع، برای تحقق اهدافشان صحنه‌سازی هم می‌كردند.
ستوان یكم، سعد نجم عبید، افسر توجیه سیاسی تیپ429 نیز روش كذب و ساختگی كشتن اسرا از سوی نیروهای اسلام را بسیار موفق نامید، چرا كه انگیزه‌ مقاومت به‌خاطر ترس از جان را به سرحد كمال می‌رساند.8
بر اساس گزارش‌های افسران عراقی این ترفند موجب گردید كه:
الف- تسلیم نیروهای عراقی در برابر نیروهای اسلام به حداقل كاهش یابد.
ب- انگیزه مقاومت در افراد افزایش یابد.
ج- نفرت فراوانی در دل نیروهای عراقی از رزمندگان اسلام ایجاد كند.9
با اجرای این سناریو و با بهره‌گیری از جوخه‌های مرگ كه راه را برای فرار سربازان عراقی از جبهه جنگ، می‌بست. سیاست‌های رژیم عراق به نهایت كارآمدی رسید. پس از این، علاوه بر مقاومت تا پای جان، سربازان عراقی كم‌تر موفق به فرار از موضع خود می‌شدند.
در بعد خارجی، رژیم بعث عراق در اتخاذ و استراتژی خود برای جهان خارج ملاحظات دیگری داشت. او با بهره‌برداری از حسّاسیّت موجود در كشورهای عربی، تلاش می‌كرد تا جنگ خود را فرامرزی معرفی كند و بدین ترتیب، بتواند از حمایت‌های اعراب بهره‌گیری نماید. رژیم عراق در تبلیغات خارجی خود بیشتر از این شیوه‌ها استفاده می‌كرد:

1) قومی كردن جنگ و به بازی گرفتن اعراب‌
این راهبرد عراق به صورت بسیار موفقیت‌آمیزی به ثمر نشست، دست‌آویز قراردادن نژاد، و برتری آن در زیر پوشش نوع‌گرایی یا ملی‌گرایی و نسبت دادن خصایص زشت به ایرانی‌ها در طول جنگ تحمیلی روز‌به‌روز بیشتر رخ می‌نمود. این مسئله تا آنجا پیش رفت كه بعثی‌ها و در را‡س آنها صدام، ایرانیان را به كینه ورزی علیه اعراب متهم نمود و مسئله قتل و كشتار اسیران عراقی در اردوگاه‌های ایران و یا مسئله حج را كه به‌گفته آنها ریشه گرفته از عداوت تاریخی و حس برتری نژادی ایرانی‌ها در مقابل اعراب بود، مطرح می‌ساخت. عراق چنین وانمود می‌كرد كه خود را سپر آتش ایران قرار داده كه هدف آن اشغال تمام كشورهای عربی و از جمله، عربستان بوده است. شعارها و بهانه‌هایی كه مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفتند، به اندازه كافی تحریك كننده بودند. عراق داعیه امت عربی داشت و از خود یا منافع ملی‌اش كم‌تر سخن می‌گفت. این كشور از مفهوم دشمن مشترك اعراب بیشترین بهره‌برداری را نمود و تا حد زیادی، مشكلات جنگ را بین كشورهای عربی توزیع نمود و از حمایت‌های بی‌دریغ آنان بهره‌مند شد.

2) منطقه‌ای كردن جنگ و به بازی گرفتن قدرت‌ها و مجامع بین المللی‌
سیاست بهره‌گیری از اعراب، ضمن این‌كه روش مناسبی برای جلب حمایت و ایجاد فشار مضاعف علیه ایران بود، توانایی آن را نداشت كه در بلندمدت، به‌ویژه زمانی كه جنگ به نفع ایران در حال پیش‌روی بود، به عراق كمك كند. رژیم عراق به‌منظور جلب حمایت‌های جهانی در ابتدای جنگ و سپس به‌منظور ختم جنگ، استراتژی جهانی كردن جنگ را پی‌گیری می‌نمود.
ادعای عراق درباره‌ صلح‌طلبی و تمایلش بر پایان جنگ، حربه‌ مؤثری برای تحریك سیاست‌مداران و نیز نخبگان جهانی بود كه بدون ایجاد فشار بر عراق، برای حلّ ریشه‌ای بحران، بر جمهوری‌اسلامی ایران فشار وارد كنند و پیاپی از ایران بخواهند تا آتش‌بس پیشنهادی عراق را بپذیرد. این موضوع به‌خصوص در افكار عمومی مسلمانان و غیرمسلمانان كاركرد مناسبی داشت.
در مراحل بعدی، رژیم عراق دامنه بحران را به كشورهای دیگر نیز كشید. بمباران كشتی‌های نفتكش كه در نهایت منجر به‌ حضور نظامی امریكا در خلیج‌فارس شد، در این راستا ارزیابی می‌شود. با توجه به اقدامات رژیم عراق، به‌ویژه در پایان جنگ، دولت‌های غربی نیز در صحنه جنگ عملاً حاضر بودند و بعضاً به اقدامات نظامی علیه ایران نیز می‌پرداختند. بمباران سكوهای نفتی سلمان، از جمله این گسترش و جهانی كردن جنگ بود كه موازنه قدرت را به نفع عراق تغییر داد.

  خلاصه کلام...

به‌كارگیری جنگ روانی عراق علیه جمهوری‌اسلامی در كنار استفاده از نیروهای مسلح، همیشه مد نظر رژیم بعث بود ولی دست‌یابی به اهداف جنگ روانی تنها در سایه‌ طراحی و برنامه‌ریزی دقیق و استفاده به موقع از فناوری پیچیده، امكان‌پذیر است. امروزه، كشورهایی كه به جنگ روانی علیه یكدیگر می‌پردازند، برای دست‌یابی به اهداف خود با استفاده از اصول روان شناسی و نتایج تحقیقات كاربردی در زمینه‌های جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی و با بررسی منظم اطلاعاتی كه به دست می‌آورند، خواست‌های خود را اعمال می‌كنند. در این راستا، جنگ روانی رژیم عراق به دلیل فقدان مطالعه در ساختار روانی، آداب و رسوم و سنت‌های مردم ایران و به طور كلی جنبه‌های مختلف روان‌شناسی اجتماعی ایرانیان، محكوم به شكست شد.

---------------------------------------------------------

منابع:

1- وی.ای.دی، جنگ روانی، ترجمه گروه علوم انسانی دفتر مركزی جهاد دانشگاهی، ص3، بی‌تا، بی‌جا
2- دادگران و همكاران، جنگ روانی و چگونگی شكل‌گیری آن، صدا و سیما، ص15، تهران1370 .
3- شورای عالی دفاع، جایگاه تبلیغات جنگ در نظام بعثی عراق، ستاد تبلیغات جنگ، تهران1367 .
4- ستاد مشترك ارتش جمهوری‌اسلامی ایران، تشكیلات تبلیغات ارتش‌های جهان، تهران1371 .
5- اردستانی، حسین، تنبیه متجاوز، مركز مطالعات و تحقیقات جنگ، تهران1379 .
6- اسناد به‌دست آمده در عملیات والفجر مقدماتی، صدام‌حسین، مركز مطالعات و تحقیقات جنگ.
7 - ریو.ام كریستین، و رابرت اومك ویلیامز، صدای مردم، ترجمه محمود عنایت، انتشارات كتاب‌سرا، تهران1365 .
8- ستاد مشترك ارتش، تشكیلات تبلیغات ارتش‌های جهان، تهران1371.
9- همان.
ماهنامه نگاه - شماره 15،16


[ یکشنبه 14 خرداد 1391 ] [ 06:37 ب.ظ ] [ همرزم خاکی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دانشجوی دانشکده کشاورزی - دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر
شماره دانشجویی: 880266248
نام درس: آشنایی با مبانی دفاع مقدس
نام استاد: جناب آقای فضل الله صرامی
سکشن: یکشنبه ساعت 8 تا 10

"این وبلاگ در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و زنده نگه داشتن یاد شهیدان ایجاد شده است"
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


ساخت فلش مدیا پلیر
ایران رمان